فصد خون غرب تهران
سئو
برزگران
تبلیغات
طراحی سایت

انتخاب صفحه

فصد خون شمال تهران

پیامبر را به ۸ گردو فروختند !!!

پیامبر را به ۸ گردو فروختند !!!

روزی پیامبر همراه بلال از کوچه ای می‌گذشتد .
بچه ها مشغول بازی بودند . همین که پیامبر را دیدند ، دور ایشان حلقه زدند و دامن‌شان را گرفتند و گفتند همان طوری که حسن و حسین را بر شانه تان سوار می‌کنید، ما را هم برشانه خود سوار کنید.

بچه ها هر یک گوشه ای از دامن پیامبر (ص) را گرفته بودند . و با شور و اشتیاق ، همین جمله را تکرار می‌کردند.
پیامبر با دیدن این همه شور و شوق به بلال فرمودند به منزل برو و هر چه پیدا کردی بیاور تا خود را از این بچه ها بخرم. بلال با عجله رفت و با ۸ گردو برگشت، حضرت ۸ گردو را بین بچه ها تقسیم کردند و بدین ترتیب خود را از دست آنها رها کردند و همراه بلال به راهشان ادامه دادند.

حضرت رو به بلال کردند و به مزاح گفتند : خدا برادرم یوسف صدیق را رحمت کند، او را به مقداری پول بی ارزش فروختند، این بچه ها نیز پیامبر خدا را به ۸ گردو معامله کردند!

درباره نویسنده

بازتاب

  1. پیامبر ، بازی با بچه‌ها - مقتدر مظلوم - […] می‌خندید. پس از آن که یاران پیامبر گردو آوردند. پیامبر گردو‌ها را به بچه‌ها دادند و خودشان به مسجد…
  2. هر که خرما را با هسته خورده ... - مقتدر مظلوم - […] پیامبر(ص) هر خرمایی را که می خورد ، به آرامی ، هسته اش را نزد هسته های علی(ع) می…
  3. همان که سفیدی ای در چشمش هست ؟ - مقتدر مظلوم - […] به خدمت پیامبر خدا رسید . پیامبر از آن بانو پرسید : همسر کدام یک از […]
  4. ورزش در اسلام - مقتدر مظلوم - […] مادر ورزش هاى ديگر مطرح مى باشد . در روايات مطرح شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و…

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *