فصد خون غرب تهران
سئو
برزگران/a>
تبلیغات
طراحی سایت
خشکشویی

انتخاب صفحه

فصد خون شمال تهران

شب آخر بود مهمان داشتیم …

شب آخر بود مهمان داشتیم …

شب آخر بود مهمان داشتیم خانمم تمام حواسش به من بود دوست داشت یه دل سیر باهام صحبت کنه هنوز نرفته دلش تنگ شده بود اما من خیلی آرامش داشتم و وصیتنامه مینوشتم همیشه براش ستودنی بودم .

درباره نویسنده

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.